نوشته شده توسط : sayberi-saveh
مادر مصطفی…

همه منتظر بودند ببینند حال مادر شهید چطور می شود
بی تاب می شود؟
گله ای
حرفی …
اما مادر مصطفی چیزی نگفتو محکم ایستاده بود
پرسیدند حالا شما چه می کنید؟
به علیرضا نوه اش اشاره کرد و گفت
«مصطفای دیگری تربیت می کنم» . . .




:: بازديد از اين مطلب : 754
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
تاريخ انتشار : چهارشنبه 11 دی 1392 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با اين پست
ليست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد


اين وبلاگ تحت حمايت هيچ ارگان و نهادي نمي باشد و در جهت مقابله با تهاجم فرهنگي توسط افسران جوان جنگ نرم در استان مرکزی طراحي شده است طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری بدون ذكر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد و شرعا حرام می باشد . معبر سایبری ساوه از جمعی وبلاگ های ارزشی استان مرکزی

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران