نوشته شده توسط : sayberi-saveh

 

 

وقتی اون روز تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود

و جلوی همه قهقه می زدن

و شوهراشون هم بی خیال نشسته بودن و تماشا می کردن

وقتی منو هم به جمعشون دعوت کردن ؛

آروم تو گوشم گفتی:

«مواظب وقار و متانت ات باش عزیزم »

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری




:: بازديد از اين مطلب : 895
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
تاريخ انتشار : پنج‌شنبه 11 مهر 1392 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با اين پست
ليست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد


اين وبلاگ تحت حمايت هيچ ارگان و نهادي نمي باشد و در جهت مقابله با تهاجم فرهنگي توسط افسران جوان جنگ نرم در استان مرکزی طراحي شده است طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری بدون ذكر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد و شرعا حرام می باشد . معبر سایبری ساوه از جمعی وبلاگ های ارزشی استان مرکزی

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران